|
"طلا و مس" روايت طلبه اي جواني به نام (سيد رضا خادم نيشابوري) است كه سخت به دنبال تحصيل است. سيد رضا كه چند سالي ست ملبس به لباس روحانيت شده، در اين سالها به شهرهاي مختلفي رفته است ، اما به تازگي بعد از شنيدن اوصاف معلمي به نام( اخلاق) به همراه همسر و دو فرزند خردسالش عازم تهران شده است.
داستان سيدرضا از جايي آغاز مي شود كه بيماري پنهان همسرش شدت مي گيرد و چشمان سيد رضا را به دنيايي مي گشايد كه تا به حال آن را نديده بود.
|